روزا تو فکرمه و شبا تو خوابم.
گرفتار شدیم.
برچسب:
نویسنده: پویا کوشکی
یه چیز تو مایه های سیندرلایی که یه شب رو با شاهزاده بود و دوباره برگشت به خونه ی نامادریش.
با یه خاطره ی غلیظ؛ با یه حجم امید.
برچسب:
نویسنده: پویا کوشکی
اکنون کجاست؟
چه می کند؟
کسی که فراموشش کرده ام...
_عباس کیا رستمی_
برچسب:
نویسنده: پویا کوشکی
یکی از جدی ترین دردهای زندگی وقتیه که میفهمی به تخم پدر مادرت هم نیستی.
طبیعیه؛ چون هیچ درکی از دنیای درونت و نیازهات ندارن. و هیچ تلاشی هم برای فهمیدن نمیکنن.
برچسب:
نویسنده: پویا کوشکی
کهنه شراب کهنه شراب
امشب بال و پرم بده...
(این آهنگه رو تو اتاقتون پلی کنید و یه قر مفصل بدین؛ بعدش اگه گریه تون گرفت زاار بزنید.)
برچسب:
نویسنده: پویا کوشکی
برچسب:
نویسنده: پویا کوشکی
برچسب:
نویسنده: پویا کوشکی
!Keating: Aw boo. Come on Charlie, let it fill your soul
"!Charles: "To indeed be a God
برچسب:
نویسنده: پویا کوشکی
برچسب:
نویسنده: پویا کوشکی
برچسب:
نویسنده: پویا کوشکی
تا حالا شده وقتی وسط جنگل توی چادر خوابیدی, یهو بیدارت کنن و یه لقمه ی گنده ی جوجه ی داغ بدن دستت؟
بعد تو در حالی که توی نرمی کیسه خواب و خلسه ی روحانی بعد از خواب فرو رفتی, لقمه رو میخوری که مزه ی بهشت میده. بعد دوباره تو خواب غرق میشی.
دیشب همچین چیزی بود.
برچسب:
نویسنده: پویا کوشکی